خبرگزاری حوزه | بگذارید حقیقتی را با شما به اشتراک بگذارم. این جمله بر ذهن و جان هرایرانی مسلمان میهنپرست منقوش است: "یک وجب از خاک میهنم را به دشمن نمیدهم".
با تعرض دهان نجسان، واجبالمطبان و قبیله اپستینی کودکخوار، به خاک و خلیج همیشه فارس ایران و نحوه مبارزه و مقاومت سپاه و ارتش ایران، این پیام به کل دنیا مخابره شد که ایرانیان نه تنها بر خاک، که بر آبهای نیلگون کشورشان هم تعصب و غیرت بیمثال دارند. پیام این بود: "دریغ از یک وجب خاک و آب کشور که به دست دشمن بیفتد. جان میدهیم، ولی آب و خاک، نه".
این تعصب و غیرت در ناخودآگاه و حافظه تاریخی ایرانیان از کوچک و بزرگ، زن و مرد و پیر و جوان و کودک، از نسلها پیش نقش بسته و گویی بصورت غیرارادی، کاملا خودجوش و برخاسته از ناخودآگاه، خودش را نشان میدهد. این تعصب و غیرت بینظیر ایرانی، اتفاقا در موقعیتهای سخت و پیچیده بروز نابتر و اصالت افزونتری پیدا میکند.
در ابتدای جنگ تحمیلی رمضان همهمان، تصویر پسربچهای که از زیر آوارهای خانهاش بیرون کشیده میشود و بصورت ناگهانی و خودجوش برای ناظران اطرافش دست تکان میدهد را دیدهایم.
یا داستان آن کودک زنجانی که برای نقاشی پرچم کشورش، مچ دستش را جلو میآورد و میخواهد بر روی نبض و شاهرگش، پرچم ایران کشیده شود را شنیدهایم. بزرگمردان کوچکی که سن و سالی ندارند ولی در ریشهشان غلت میزنند و از اصالت سرشارند.
این مثالها با زبان بیزبانی به این حقیقت اشاره دارد که "هویتهای مقاوم قابل محو شدن نیستند". ملت ایران که تمام خصیصههای یک ملت مقاوم را داراست، در تمام فراز و نشیبهای تاریخی که از سر گذرانده، مقاومت را تمرین و تکرار کرده و اکنون به بلوغ ملی-مذهبیاش رسیده، بطوری که گویی میتواند برای جهانیان آن را تدریس کند.
مردم ایران به این بلوغ رسیدهاند و اگر جاماندهای هم باشد، شبها در تجمعات مردمی برای بازآموزی و تمرین و تکرار، دعوت میشود.
فرانکل میگوید:«اگر رنج را به دستاورد تبدیل کنی، دیگر رنج نیست». دقیقا این همان کیمیایی است که مردمان ایران زمین بدان دستیافتهاند و "رنج"ها را به "گنج" تبدیل کردهاند.
بنتالهدی چیانی










نظر شما